آنچه می خوانید حاصل گفت و گو با دکتر سید عبد الجلیل رضوی به مناسبت یکصد سالگی نفت ایران و آخرین وضعیت منطقه ویژه اقتصاد انرژی پارس است.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی بزرگداشت صد سالگی تولید نفت ایران، دکتر رضوی بسیار خوش برخورد است و روحیه خاصی دارد بطوری که در اولین دیدار احساس غریبی نخواهی کرد به خصوص آنکه قرار است این مصاحبه را چند هزار کیلومتر آنطرف تر از پایتخت انجام دهی. در طول مصاحبه بود که دانستیم شاید روحیه او برای کار در سرزمینی که آفتاب سوزانش به هیچ کس شوخی نمی کند ناشی از ورزشکار بودن اوست. جالب است که بدانیم او مدرس بین المللی جودو و هم اکنون رئیس فدراسیون جودو کشور است.
با توجه به اینکه امسال مصادف با یکصد سالگی نفت در ایران است و تخصص شما که مدیریت استراتژیک است، در یک نگاه کلی نفت را چگونه تحلیل می کنید؟اگر بخواهیم به عمر نفت در کشور نگاه کنیم تأثیر نفت را از لحاظ اثربخشی آن در یکصد سالگی در حوزه اقتصاد و سیاست ایران بررسی کنیم، باید رویکرد ما در این موضوع این باشد که چطور می تواند تحولات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ایران با ظهور نیروهای متخصص صنعت نفت در مسیر توسعه قرار گیرد و نفت چه نقشی در این ابعاد داشته باشد.بواسطه اینکه نفت از تکنولوژی و دانش روز برخوردار است و خود به خود دستیابی به نفت به عنوان یک موقعیت استراتژیک در جهان است،همچنین نیروی کار و منابع انسانی در حوزه نفت نقش عظیمی در اقتصاد جهانی دارندو قطعأ در توسعه ملی هم نقش اساسی خواهند داشت.من فکر می کنم یکی از راهکارهای مهمی که باید ابعادش را بررسی کنیم این است که چطور می شود صنعت نفت با این تکنولوژی مدرن و قابلیت هایی که داراست و امروز در جهان به عنوان یکی از محورهای اصلی اهرم های سیاسی و بازدارندگی در توسعه سیاسی و نظامی به کار گرفته می شود به عنوان قدرت اول توسعه ملی قرار گیرد.چه باید بکنیم که در کشور ما رویکرد نفت به عنوان قدرت اول توسعه ملی ما و اساس کار قرار گیرد؟گذشته تاریخ تحولات سیاسی ایران نیز نشان می دهد که نفت محور اصلی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور ما بوده است.کشورهای جهان در بخش های مختلف اعم از دشمنان و رقبای ما هر وقت می خواستند با کشور ایران قبل از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران تعامل کنند، اساسأ در پازل اصلی خودشان نفت را به عنوان محور اصلی قرار می دهند که چطور و کجا و چقدر در روابط میان خودشان و بازخورد این رفتار چه جاهایی خود را نشان می دهد.ما باید بپذیریم که نفت دارای پتانسیل بالایی از نیروهای خلاق و توانمند و تحصیل کرده و تأثیرگذار است که این ها علاوه بر اینکه نقش جدی در تولید دارند، به دلیل جایگاه استراتژیک در جامعه، باید به نحو شایسته و مطلوب از قابلیت و پتانسیل آن ها استفاده شود و با سازمان دهی این مجموعه نیروی عظیم صنعت نفت رویکرد توسعه ملی را می توان سازمان دهی کرد.موضوع بعد نقش صنعت نفت در تصمیمات سیاسی یا روابط خارجی ما است. به همین دلیل کشورهای جهان مثل امریکا در دکترین خود حضور قدرتمندشان را با رویکرد کنترل انرژی در حوزه خلیج فارس طراحی می کنند.بر اساس آمار و گزارش مطالعات مستمر در حوزه اقتصاد سیاسی، ذخایر نفت و گاز خلیج فارس که 65 درصد از نفت و گاز جهان را تشکیل داده است، قابلیت ایجاد تحرک صنعتی و اقتصادی در اقتصاد جهان حداقل تا 100 سال آینده را دارد به همین دلیل کشوری مثل امریکا از آن سوی کره زمین به خلیج فارس می آید و می خواهد با رویکرد کنترل انرژی قابلیت های فرهنگی سیاسی و چرخه اقتصاد صنعت جهان را که هم اکنون به شدت به نفت و انرژی حوزه خلیج فارس محتاج است، مدیریت و کنترل کند.این حوزه نشان می دهد که در نقطه ژئوپولتیکی از جهان قرار داریم و با سازمان دهی حوزه سیاست خارجی و برنامه ریزی توسعه اقتصادی می توانیم توسعه ملی را به خوبی طراحی و ایجاد کنیم.این نقش بسیار مهم در معادلات سیاسی منطقه ای و فرامنطقه ای صنعت نفت باید به صورت جدی اتفاق بیفتدما باید شرایط را به گونه ای مهیا کنیم که صنعت نفت به عنوان قدم اول توسعه اقتصادی ایران بتواند در بین کشورهای خارجی و شرایط منطقه ای و بین المللی، نقش فیزیکی فعال تری را از خودش نشان بدهد.به عنوان مثال در حوزه فرهنگی رایزن های خوبی داریم که نقش عمده این رایزن ها، طراحی مبادلات فرهنگی میان ایران و کشورها است.حال چرا نباید متخصصین انرژی و رایزن نداشته باشیم تا بتوانیم با تیمی را برای طراحی انرژی که به عنوان محصول اول ماست و تمام تصمیمات سیاسی جهان در حوزه های اقتصادی، نظامی و سیاسی که بر اساس انرژی نفت و گاز طراحی می شود، تشکیل دهیم.ما هم به واسطه دستیابی به تکنولوژی و هم به واسطه تبادل اطلاعات و دانش فنی و هم به واسطه تنظیم بازار سیاست اقتصاد و انرژی نیازمند این تعامل با کشورهای خارجی به ویژه کشورهای صاحب صنعت و سبک در حوزه انرژی هستیم.من فکر می کنم داشتن رایزن انرژی می تواند این موضوع را تقویت کند.حوزه های دیگری که باید تقویت شوند کدام هستند؟آیا در داخل صنعت نفت هم نیازمند حرکتهاب عملی خاصی هستیم؟نخبه گزینی و توسعه منابع انسانی در همه حوزه ها وجود دارد هرچند امروز فعالیت های علمی صنعت نفت در حد یک دانشکده صنعت نفت محدود شده اما من فکر می کنم که باید تلاش شود رشته های تحصیلی در حوزه نفت با گرایش های تخصصی در تمام دانشگاه های کشور طراحی شود به طوری که در جهت رشد علمی و تربیت نیروی انسانی برای سده دوم و پیوند صنعت و دانشگاه تکامل یابد.نفت به زودی با شرایطی مواجه خواهد شد که تعداد زیادی از نسل سده اول از بدنه نفت خارج خواهند شد بنابراین رویکرد صنعت نفت باید در صدد جبران تأمین نیروی انسانی کارآمد برای حرکت رو به رشدش باشد که در همین راستا صنعت نفت باید بتواند این نیاز را بر طرف کند و برداشت صحیح را از آن دانشگاه داشته باشد لذا برای اینکه دانشگاه ها افرادی را تربیت کند که همراه با توسعه نفت، توسعه پیدا کند، بهترین کار این است که نفت ابتدا استراتژی اش را در مورد تربیت منابع انسانی طراحی کند و به دانشگاه ارایه دهد.کار دیگری که نفت باید طراحی کند استراتژی توسعه در کشورهای دیگر به عنوان صادرات تکنولوژی و نیروی انسانی متخصص است.همان طور که گفته شد بخشی از نیروی انسانی متخصص ما به دلیل دولتی بودن، از طریق بازنشستگی از بدنه نفت جدا خواهند شد. ما چه برنامه ای برای استفاده از آن ها در بازار کار جهانی داریم؟ قطعأ یک مهندس متخصص تولید یا یک مدیر برجسته در حوزه صنعت نفت اگر هم از صنعت نفت جدا شود، قطعأ از بازار کار جدا نمی شود و در جی ان پی بازار کار قرار می گیرد.از کارهای مهمی که باید در سده دوم انجام شود ایجاد تعامل جدی با بازار است که در راستای توسعه صنعت نفت به عنوان یکی از نقاط اقتدار کار و صنعت باید بتوان متخصص های جدا شده یا اشباع شده از صنعت نفت ایران را در بدنه کار جهانی تزریق کرد، و آن ها را هدایت و حمایت نمود.با توجه به پتانسیل بالای ما در صنعت نفت، قدم بعد در صنعت نفت در سده دوم، تربیت کادر تخصصی و توزیع آن در صنعت نفت است. هشت درصد گاز جهان در پارس جنوبی و چهار درصد گاز جهان در پارس شمالی مستقر است. یعنی چیزی حدود 12 درصد گاز جهان در یک منطقه با شعاع 100 کیلومتر و تمام ذخایر نفت و گاز ایران است همچنین در گاز بعد از روسیه دومین کشور جهان هستیم.با توجه به شرایط کنونی نفت ایران، با کمبود نیروی متخصص در حوزه ساخت و ساز مواجه هستیم. هر چند پارس جنوبی توانسته بخشی از آن را تربیت و تأمین کند.نفت با مدیریت صحیح می تواند جوان هایی را در سطح تحصیلات پایه (دیپلم و زیر دیپلم) را در جهت آموزش و متخصص کردن آن ها هدایت کند که در آن صورت جذب بازار داخلی صنعت نفت و چه بسا بازار کار خارج خواهند شد.ما نباید فراموش کنیم در شرایط فعلی، کشورهای خلیج فارس هم که نزدیک ترین کشورها به ما هستند به تولید و برداشت از این ذخایر چشم دوخته اند. این کشورها شش کشور اصلی عضو اوپک هستند و بیشترین ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار دارند با این حال فاقد نیروی انسانی متخصص به تعداد لازم هستند. جمهوری اسلامی ایران به دلیل ترکیب و میزان جمعیت بیکاری که داراست میتواند با تربیت آن ها خود و این کشورها را از این نیروها بهره مند سازد.مثلأ حجم سرمایه گذاری در عراق در صنعت نفت بی سابقه است. عراق مجموعه ای از پالایشگاه های فرسوده آسیب دیده دارد که هم نیاز به رفع نواقص و توسعه و به کارگیری نیروی کار دارد چون زمان کافی برای تربیت نیروی جدید نداشته است. افغانستان، قطر، کویت، امارات و عربستان صعودی نیز از این دسته هستند.توسعه فرهنگی در مناطق نفت خیز نیز از مواردی است که باید به آن اشاره کرد. از مهم ترین مسایل در این حوزه، تعامل بین صنعت و مردم است. ما امروز در مسجد سلیمان و گچساران و مناطق نفت خیز جنوب با یک وضعیت ناهنجاری روبه رو هستیم که آثار زیان آور تکنولوژی بدون فرهنگ و برنامه ریزی و بدون تعامل با مردم شکل گرفته است توسعه ای که کاملأ یک سویه بوده و پیامدهای به شدت منفی در مردم و بویژه توسعه پایدار در منطقه دارد بنابراین تغییر سیاست های توسعه نفت در سده دوم ضروری است.البته اگر به پارس جنوبی به عنوان یک الگو نگاه کنیم با تأسیس دانشگاه ها و ارتباط و تعامل سازنده با مردم بومی منطقه توانسته ایم رابطه و زندگی مسالمت آمیزی را با مردم ایجاد کنیم طوری که در چند سال گذشته وقتی با مردم صحبت می کردیم بلا استثنا وجود نفت و صنعت نفت را در منطقه به ضرر خود می دیدند و از آن متنفر بودند ولی با اقداماتی که ما در دو سال گذشته انجام دادیم امروز مردم نفت را نعمت می بینند که باعث توسعه و پیشرفت است و صرفأ آلودگی ندارد.در مورد چگونگی ایجاد چنین فضایی برایمان بگویید.نفت مجموعه ای از آثار و برکات و قابلیت هایی است که در زندگی مردم مشهود است ولی طبیعی است که مجموعه ی عظیمی نظیر پارس جنوبی آثار مثبت سریعی برای مردم منطقه به دنبال نخواهد داشت ولی مردم منتظر نمی مانند آثار اقتصادی نفت را در فرایند توسعه که فرایندی بلند مدت است را مشاهده کنند. زمانی که ما با مردم ارتباط برقرار کردیم نیازهای روزمره مردم را دیدیم و با ایجاد امکانات علمی، فرهنگی، ورزشی و حمایت مالی و علمی از دانشجویان و جوانان توانستیم این فضای صمیمی را ایجاد کنیم.به دلیل نقاط نفتی زیاد صنعت نفت اعم از پالایشگاه ها و مخازنی که در کشور دارد این نقاط بخش عظیمی از مردم را در شعاع نفوذی خود درگیر این صنعت کرده است که این مردم یاعضوی از خانواده صنعت، یا از شرکت ها و موسسات مرتبط با صنعت نفت و یا همسایه شرکت نفت هستند.همچنین برقراری ارتباط صحیح فرهنگی اجتماعی صنعت نفت با مردم بسیار مهم است که اگر این ارتباط به خوبی شکل نگیرد قطعأ مشکلاتی که ما در گذشته در مسجد سلیمان داشتیم در پارس جنوبی فراگیرتر خواهد شد.من ایجاد روابطی را برای صنعت نفت و مردم در سده دوم ضروری می دانم که یکی از این روابط، رابطه مستقیم که رابطه کارکنان صنعت نفت با خانواده هایشان است. شرایط اجتماعی و اقماری بودن کارکنان، بین پدر و اعضای خانواده فاصله عاطفی و احساسی ایجاد کرده است.دومین رابطه، میان صنعت نفت با جامعه آماری است. این ارتباط شامل ارتباط رسانه ای و علمی فرهنگی است که حداقل آن ارتباط علمی با نشریات تخصصی است و این بخش عظیم تولید کشور که شرکت های خصوصی را در بر می گیرد را با فرهنگ توسعه صنعت نفت که به نوعی فرهنگ ملی ماست، آشنا کنند.رابطه سوم رابطه با مردم است که باید با کار فرهنگی و اطلاع رسانی صحیح، بتوانیم ارتباطی قوی و غنی با مردم ایجاد کنیم.شما به بازدارندگی نفت اشاره کردید. از طرفی در خاورمیانه شاهد جنگ هایی بر مبنای نفت هستیم. این بازدارندگی و عامل جنگ بودن چگونه در کنار هم قرار می گیرند؟اگر نفت توانست در مرحله تولید موفق عمل کند و تبدیل به ثروت و علم و دانش شود در نتیجه منجر به اقتصاد پویا خواهد شد و اگر توانست منبع تأمین منابع انسانی فاخر شود، به یک عامل بازدارنده تبدیل خواهد شد. ولی اگر به عنوان یک محصول در جایی نگه داری شد و آثار و برکاتی برای کشور نداشت، باعث ایجاد طمع دیگران خواهد شد. چطور می تواند در جایی عمل بازدارندگی و در جایی دیگر عامل جنگ و طمع باشد؟در واقع عنصر اصلی آن طمع است که باعث ایجاد جنگ می شود.این طمع به این دلیل است که بیشترین منابع نفت و گاز جهان در خاورمیانه است به ویژه در حوزه خلیج فارس که 65 درصد نفت و گاز جهان را داریم بنابراین طبیعی است که کشورهای صاحب صنعت و تکنولوژی تأمین نیازهای اساسی چرخ اقتصاد جهانی را در همین انرژی می بینند و ما نیز که برای اینکه نفت را از دل خاک بیرون آورده و به قدرت و اقتصاد تبدیل کنیم، به شدت به تکنولوژی امریکا و کشورهای توسعه یافته نیازمندیم. این کشورها از قدرت ضعیف ما سوء استفاده کرده و قصد تبدیل این سرمایه را به ثروت به نفع خود می کنند.برای رفع این نواقص و ضعف ها و بهره گیری به نحومطلوب از این بازدارندگی چه باید بکنیم؟اکتشاف و استخراج و تولید باید حرف اول را بزند. تولید را باید به حداکثر برسانیم تا بتوانیم به حداکثر شکوفلیی دست پیدا کنیم. ما باید همبستگی ملی ایجاد کنیم که به قدرت ملی و بعد از آن هم به رونق بازار جهانی بینجامد.به نظر شما دولت می تواند بدون اینکه از مردم مالیات بگیرد، با استفاده از ذخایر نفت همه هزینه هایش را تأمین کند؟در صورتی می توان اینگونه فکر کرد که اقتصاد دولت مبتنی بر نفت است و به صورت مستقیم نیازهای اقتصادی خود را از نفت تأمین می کند و نیازی به دموکراسی ندارد. شاید اگر هر کشوری که صاحب یک توان اقتصادی به غیر از نفت نیز باشد، ممکن است به بخش های دیگر نیازمند نشود و تصمیم مستقلانه در این حوزه نسبت به بخش های دیگر ایجاد وابستگی کند ولی در کشور ما به نوعی به شرایط سیاسی ما و اتفاقاتی که در کشور ما رخ داد به ویژه انقلاب اسلامی، این معادله را کاملأ به هم زد. در نظام حکومتی ما به واسطه ارتباط سیاسی اش با مردم در همه مقاطع، مردم تصمیم ساز و تأثیرگذار اصلی هستند و انتخابات نمونه ای از این مشارکت است.این روند باعث شکل گیری نظام حکومتی کشور و این رابطه با صنعت نفت شد. از طرفی هم نوع مدیریت نفت در ایران تغییر کرد. به صورتی که تمام درآمد نفت مستقیم به خزانه می رود و بر اساس موجودی خزانه و سیاست های ملی و برنامه توسعه توزیع می شود.